|
بچه باحالا..... جیگر طلاها .... همه خوشکلا .... بیان تو دم در بده!!!!
|
منم برگشتم دیگه… ای بد نگذشت
جای شما خالی البته دوستان بودن بجای شما
ولی از قدیم گفتن جیگر جیگره دیگر دیگره جیگر منم
که شماهایین
دوستان گرام از اونجایی که ماها راه میریم زرت و زرت سوتی میدیم یا از هر 10 کلمه
حرفمون 9 تاشو سوتی دادیم و اون یکی هم یحتمل از دهنمون در رفته که درست ازآب درومده
بار
دیگر اینجانب گامی موثر در عرصه خنداندن شما عزیزان جان برداشتم و آپ امروزو به این موضوع اختصاص
دادم سوتی اصطلاحیست قشنگ که مترادف هایی از جمله گاف یا فل براش ذکریده شده توسط امید
جان و معین گل و دهخدا و بهارگوگول حالا بحثو فلسفیش نمیکنم غرض از مزاحمت این بود که
میخواستم یه چند تا از این سوتی های بروبچ دوستان و آشنایان رو براتون بتعریفم دور هم یکم بخندیم
پس بریم سر اصل مطلب…. مهریه رو کی داده کی گرفته ولی یه کلام 1372 سکه……
(ببخشید
دیگگگگه آدمو سگ گاز بگیره ولی جو نگیره
) خب دیگه سوتی های بروبچ مارو بخونین یه فیضی ببرین
1.
از دوست گرام فرخنده جان جانی شروع میکنم یه بحث اس ام اسی داشتیم ساعت 3 شب از
اونجایی که من چشمامو به زور چوب کبریت باز نگه داشته بودم خزعبلات زیاد سر هم میکردم
خوابه دیگه…. فرخنده خیر سرش میخواست واسه شفای همه بیماران روان پریش از جمله من دعا کنه
گفت خدایا تمام بیماران اسلام را عطا عنایت فرماااااا
منم نصفه شبی سوتی گرفتنم گل کرد و بعد از
کلی خنده گفتم مجید دلبندم اون شفایه که عنایت میفرمایند نه عطااااا عقل کل!!! وقتی که سوتیشو
گرفت کلی خندید و میخواس شدتشو به من بگه باز به جای اینکه بگه خنده در حد جام جهانی گفت
خنده در جام جهانی خلاصه اینقد سوتی داد که شبانه به پیشنهاد من رفتیم ثبت احوال و اسمشو
گذاشتیم فری سوتی…… 

2.
نفر دوم این باند خنده کسی نیس جز هانی سوتی
که سوتی میده در حد المپیک موقع
انتخابات که دیگه آرا رو شمرده بودن رای های هر کاندیدا رو زیر نویس کردن دیگه…. زیر نویس این بود :
کل آرای محسن رضایی … این خواهر گرام بنده هم عهد کرده عقل مبارکشو آکبند و دودستی تقدیم خدا
کنه
با چنان ذوق وشعفی اشک در چشمانش جمع شد مثله دانشمندان که موفق به کشف چیز
تازه ای میشن یهو گرخید گفت إااااا اسم رضایی گل آقایه !!!
واویلا اینو گفت دیگه روده من از شدت خنده
7 جر شد این اوسکل کل آرا رو خونده بود گل آقا چشاش مشکل داشته احتمالا گفتم دست صدا و سیما
درد نکنه با این اقدام موثرش بعد اوووووووون همه مناظره تو هنوز تو اسم کاندیدا مشکل داری؟
بابا اینو
که دیگه بچه 4 ساله میدونه اونوقت تو… خلاصه کلی خندیدیم تا 48 ساعت بعدش مامانم میگفت گل آ... من تا 6 ساعت میخندیدم![]()


3.
سر کلاس دین نشسته بودیم بحث این بود که مادر بچه رو نگهداری و مراقبت میکنه خانوم گفت بچه
ها مادر شب تا صبح بچه رو …( منتظر جواب بچه ها موند ولی جواب همون نگهداری بود دیگه) یهو دینا پا
برهنه پرید وسط حرف و گفت شییییییرررر میده
یعنی یهو کلااااس منفجر شد از خنده باز یه جلسه دیگه
بحث مراجع تقلید و خمس و ذکات بود که خانوم میخواست بگه اگه بخواین خمس رو به کس دیگه ای
بدین باید با اجازه مرجع تقلیدتون باشه همینجوری داشت میگفت اگه بخواین خمسو به کس دیگه ای
بدین باید با اجازه ی…. یهو آلاله که اصلاً تو باغ نبود غرق افکارات خودش بود که یهو رشته ی افکارش
پاره شد و گفت با اجازه ی بزرگتراااااااا
بار دیگر کلاس خورد به زمین رفت تو هوا نمیدونی تا کجاااااا رفت هااااااا

4.
یه بحث فلسفی خانوادگی داشتیم خاله خوشکلم داشت مادر بزرگمو نصیحت میکرد که اینقد به فکر
بچه هات وعروس دومادات نباش و یکم به فکر خودت باش و از این حرفا خلاصه خفن رفته بود بالا منبر و
حالا حالا ها قصد پایین اومدن نداشت گفت مادر جان اینقد به فکر بچه هات نباش اینا که بالاخره هر
کسی میره با زن یا شوهر خودش همین احسان با نغمه میرن چیز میکنن![]()
ریحانه با طاها…. اقا منو
میگی سرخ شدم از خنده همه غرق در اصل ماجرا بودن من تو حاشیه ها دنبال سوتی میگشتم واسه
همین کسی هواسش به سوتی به این کلفتی نبود من منفجر شدم
از خنده بقیه فکر کردن من دیوونه
شدم منم لاشو بالا نیاوردم ولی فرداش که گفتم همه 2 تا دست داشتن 2 تا دیگه هم قرض کردن و
گذاشتن رو شکماشون از شدت خنده

5.
ناهار خونه خالم دعوت بودیم کلا تعداد زیاد بود نشسته بودیم سر سفره نمیدونم بحث سر چی شد
که مامانم میخواست به شوهر خالم بگه که از عهده ی ما خارج شده دیگه بعد با یک ناله ای که واقعا از
ته دلش بلند شد گفت ای مسعود آقاااااااااا از ما که خارج شده
اینجا بود که خالم متوجه سوتی شد و
جلو تمااااااام حضار گفت زری جون از تو خارج شده به شوهر من چه ربطی داره به بقیه چه مربوطه که
کی از تو خارج میشه چرا اعلام میکنی؟؟؟
وای یعنی چنان خندیدیم که نگووو باید میبودین تا صحنه رو
میدیدین خب شنیدن کی بود مانند دیدن جاتون خالیییییییی اساسی


6.
با مامانو خالم رفته بودیم مغازه میخواستم لباس بخرم من از مشکیش خوشم اومده بود سایز من
فقط قهوه ای شو داشت خلاصه من گفتم نمیشه این مشکی رو سایز قهوه ایه کنین مرده گفت چرا
شدن که میشه ولی از اونجایی که شما خیلییییییی حساسین من توصیه میکنم نکنید این کارو این
پسره اومد خیر سرش از ضرب المثل استفاده کنه گند زد به هر چی ضرب المثله میخواست بگه آخه از
قدیم گفتن موش تو کاسه ی ادم حساسه به جای کاسه یه چیییییییییییزیییییی گفت که من آنی جلو
خودش ترکیدم از خنده
![]()
شرمنده این موردو سانسور کردم به دلیل شئونات اسلامی از گفتن همه چی
عاجزیم
فقط بدونین که اینقدددد خندیدیم که تو خیابون هر کی مارو میدید 4 چشمی برمیگشت نیگا
می کرد و جالب اینجا بود که خودش چنان سری ماست مالی کرد که انگار آب از آب تکون نخورده
و اصلا
به روی خودش نیاورد من که تنها کاری که تونستم واسه حفظ آبرو بکنم این بود که شیرجه بزنم بیرون بخندم …..

7.
مشترک گرامی دسترسی به این سوتی امکان پذیر نمی باشد وگرنه کلی میخندیدین

سوتی موتی که زیاااااااااااااااااده ولی خداییش دستم شکست حالا نوبتی هم باشه نوبت شماست و اما
سوال من اینه که ….. تاحالا سوتی دادی؟؟؟؟….. خنده دار ترین سوتی خودتون یا دوستاتونو
بنویسین منم به نویسنده خنده دار ترین سوتی یه جایزه توپ میدم اوکی؟؟؟؟ منتظرما منو اوسکل
نکنین بپیچونیناااااا نظرم زیاد بدین گوگولیا دوستون دارم ….
می بوسمتون ….
بای

رفتن مسافرت
یا مثله فرخنده جون اعتکافن من دیگه واقعا خورد تو پرم عقده ای شدم واسه همین منم
فردا میرم یه سفر چند روزه اخه سمینار و کنفرانس و ... واسه ادم اوقات فراغت نمیذاره که... یه سمینار
دارم که خیلی مهمه حتما باید باشم هزاران امریکایی و فرانسوی منتظر حضور سبز من هستن
سمینار
پیرامون بررسی مشکلات برج بهار است که تا سال ۱۳۹۴ قراره خاک برداری رو شروع کنیم
به اتفاق دوستان
که پروژه ماله بندس ولی خب دیگه دوستان همکاری میکنن این امریکایی ها هم هی اصرار میکنن از مغز
من استفاده کنن من پا نمیدم
همین دیگه .............. ( شما در مقابل دوربین مخفی قرارگرفته اید چه
حسی دارین؟؟؟
) نه خب اینایی که گفتمو الان بذارین به حساب خالی بندی ولی یه چند سال دیگه
واقعی میشه هاااااا ولی اصل مطلب درسته یه چند روزی نیستم وب نازنینمو به شماها می سپارم
جون شما و جون وبم دیگه....... باز با
همه چیزم هست اینجا دیگه خونه خودتونه از خودتون پذیرایی کنین تا من برگردم پس
یه مدت جواب کامنتای خوشکلتونو نمیتونم بدم جیگرا ولی حتما کامنت بذارینااااااااااااااا بترکونین تا من
برگردم نفری ۱۴ تا به نیت ۵ تن
البته تو اپ پایینی....میبوسمتون بای

![]()

سیلااام دوستان جیگر حالو احوالتون چیطوره ؟ به رغم اصرار های پی درپی شما دوستان هلو
اینجانب
باعزمی راسخ تصمیم به اپی مجدد پیرامون خاطره ای دل انگیز ازخود گرفتم ماقبله نکته ی قابل توجه روز
پدراست واینجانب به همه ی بابا های روی زمین این روزو تبریک میگم من نمیدونم چرا ما باید این روز
پدرو مادر همیشه به خاطر داشته باشیم ولی یکی نیس بگه ای جوان ای هلو ای باقلوا روزت مبارک
یا
ای دختر ای کفتر ای ناناس روزت مبارک (پسرا اتیش بگیرن روزجهانی پسر نداریم پس همون روزپدرو به
شما پسرای خوب تبریک میگم
) یا مثلا منو در نظر بگیرین یکی نیس بگه ای چپ دست ای باحال ای
گوگولی ای باهوش ای .... روزت مبارک
یا ای سمپادی ای فلان ای فلان روزت مبارک... ادامه
بدم؟؟؟...این انصافه؟؟؟؟.... من به شخصه اعتراض دارم این روزها همه اعتراض دارند شما چطوررر؟؟؟
خب دیگه بریم به مبحث دوم خاطره ای که جنبه ی بد اموزی داره بپردازیم جاتون خالی دور هم جمع
بودیم گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم ؟؟
...خلاصه بعد از 2 قرن سلولهای خاکستری مخمون کار کرد و
ترجیح دادیم مزاحم تلفنی بشیم و چون دیواری کوتاه تر از من پیدا نمیشه و زبون من به درازای برج میلاد
می باشد این ماموریت عظیم که خطر جانی نیز داشت به من محول گردید
منم که خراب رفیق قبولیدم
دیگه.....وباز ازاون جایی که اوسکل کردن پسرا حالش بیشتره اگه دختر بود میگفتم الو همراه اقای
فلانی؟.... که اونم بگه نخیر اشتباه گرفتین وقضیه ختم به خیر بشه دیگه شماره ها پشت سر هم قطار
شد یکی میداد دست زنش یکی پیشنهاد دوستی میداد یکی ادرس خونه میگرفت و...
که من ازبین همه
اینا یکی که خفن سر کار رفت که دل خودم واسش کباب شدو انتخاب کردم براتون تعریف کنم یاد بگیرین
چیجوری ملتو اوسکل کنین خب شرح واقعه در زیر اومده
بخونین ........
- سلام خوبی؟
- سلام مرسی
- همراه اقای مجیدی؟
- نه اشتباه گرفتی
- همراه اقای سعیدی چطور؟
- اونم اشتباهه (اینجا طرف فهمید قضیه اوسکل بازیه ولی دوست داشت ببینه اخرش چی میشه)
- یعنی چی خود اقای کریمی گفتن که اقای رحیمی گفته از اقای نصیری شماره شما رو گرفته حالا شما
میگین همراه اقای مجیدی نیس من یک پیغامی دارم واسه اقای مجیدی به ایشون بگین اقای محمودی
با اقای سمیعی دعواش شده و اقای رفیعی با خانوم ربیعی رفته کافیییی شااااپ و اقای حسینی زده به
ماشین اقای نعیمی خود اقای ناصری به اقای کریمی گفته که شماره شما رو از اقای رحیمی که اونم از
اقای رحمانی گرفته گرفتن .......10 سال بعد....... دیگه ممنون میشم اگه پیغام منو به اقای مجیدی بگین
دیگه.....
- اوسکل کردی منو؟
- اوسکل!!!! ؟ نه بابا فقط میخواستم پیغاممو بدین به اقای مجیدی مساله مرگ و زندگی در میونه....
- من خودم کل ملتو اوسکل میکنم اونوقت تو میخوای منو اوسکل کنی؟بچه کجایی؟
- بچه بابامم
- کجا؟؟ مشهدی؟
- نه
- دروغ نگو خطت ماله اینجاست
- خب اره (اینجا دیگه اوضاع خیط شد) اه میگم اوسکل نکردم فقط دیگه سفارش نکنم به اقای مجیدی
بگی حتما بای
بعد بدون اینکه بذارم بحرفه قطع کردم بعدش دیگه گوشیو خاموش کردیم و جواب زنگ های پی درپی
دوستان ابکش شده رو ندادیم تا بی خیال شن
..... این است ابتکار ملی.........فحش ندینا........نظرم
بدین نفری 5 تا به نیت 5 تن... دوستتون دارم زیادتا
بای
![]()


به به سلام بروبچ جیگری اقا اپم معضلیه جون جنیفرلوپز نه؟؟؟
موضوع گیر نمیاد البت چیزی که زیاده
موضوع مثلا تورم… بحران اقتصادی مملکت …سیاست های اصل44 …دولت مهر…دولت امید…حماسه روز
22 خرداد…یا مثلا چرا جوانان بیکارند؟.....چرا جوانان بی عارند؟...چراسن ازدواج بالاست؟...چرا خورشید
می تابه؟...چرا می چرخه زمین؟....چرا پنجره بازه؟... چرا کتری رو گازه؟و
هزاران موضوع دیگر ولی منو
چه به این فضولیا میخوام خاطره تعریف کنم واستون ننه جووون !!!
جاتون خای چندروزپیش با دوستم قرار
گذاشتم یه گشتو گذاری بزنیم تو رگ خلاصه رفتیم کارنامه درخشان شخص شخیص خودم که خیر سرم
مهندسه این مملکتم رو بگیریم
و بعد بریم خیابون گردی خلاصه جونم واستون بگه.... رفتیم کانون واسه
کتابای من حالا اوسکل بازی دراوردیم که نگو ....گفتم کم بیار نیستم یک کل کل اساسی با 1 پسره که
کتاب میداد کردیم حالا هی از اون یارو اصرار هی ازمن انکار میگه خانومه بهاره ... برو اول فیشتو پرداخت
کن واسه ما بیار تا بت کتاب بدیم منم با تضمین 100 درصدی گفتم نخیر امکان نداره من پرداخت کردم 
خلاصه ازجون شمسی خانوم گرفته تا ساسی مانکن مایه گذاشتیم واسه اثبات
بعدم مشخص شد پول
کلاسو دادم ولی کتابو نخیرررر
خلاصه اونجا بود که گفتم راجووو هی راجووو گوش کن به جووون مادرم
من بی گناهم بابام گفت پرداخت کرده
خلاصه گفت برین بانک رو به رو پول زور ودین فیش بیار کتاب ببر
حالا ما هم با اعصاب خش دار رفتیم بانک حالا اونجا گیر یک ادمه کپک کلنگ از خودراضی افتادیم
که با
چشاش ادمو میخورد منم که اعصاب معصاب ندارم که همونجا نزدیک بود با دوستم دستامونو به خون
کثیف اون پسره کپک الوده کنیم شانس اوردین ابجیتون الان گوشه زندان نیست ها
برو حالشو ببرررر
حالا دوباره رفتیم پیش اون یکی دیگه تنش میخوارید به روح مایکل جکسن خدابیامرز میگه چراپرش
نکردین ؟ من خون جلو چشامو گرفته بود
که قبل از اقدام من الاله وارد عمل شد
یهو عرش به زیر امدو
زمین و زمان خیره بر چشم ما دو جوان (به به به به !!!) این دلیر جوان چنان کوبنده غرید
که مردک یهو
گرخید
(افرین مرحبا) خلاصه پسر بیچاره گفت خیله خب لااقل اسمتونو می نوشتین که منم گفتم نمی
خواستیم که چی؟؟؟ گفت چرا؟؟؟ گفتم بلد نیستیم... ما رو چه به این کارا ...گفت خب باید یاد
بگیرین... گفتم ارررره نخیر ما هنوز کوشولوهیم
وقت زیاده..... خلاصه پریدیم تو خیابون نمیدونم چرا
دروازه های شانس به روی ما بازبود
اونروز همه یه جوری نیگا میکردن !!!! وما سنگینی نگاهشونو
خففففن حس میکردیما....الاف الدوله های تیکه پرون بزغاله اوباش هم که ماشاالله ریخته همه جا.... 
واما ازهمه خنده دارتر اینجاست....جلوتر یه پیرزن
با یه سبد ابی و یه پلاستیک به اندازه هیکل ساسی
مانکن نشسته بود اونورترشم یه چند تا از این پسر فشنا یورش کرده بودن این مادر جانم نمیدونم تو
پیشونی ما چی دیده بود که یهو گفت دختر خیر از جوونیت ببینی پیر شی الهی
بیا این پلاستیکو ببر
بذار اونجا تو سایه(اونجا 1 کیلومتر اونور تر بودا) من گفتم الاله جان در کار نیک حاجت هیچ استخاره نیس
(ربطی به اصل موضوع نداشت) خلاصه تو ببر من دیسک کمرشاید داشته باشم خودم بی خبرم
دیگه
رفتیم تو سایه واستادیم که الاله گفت بهاااااااااااره اون سبدم تو بگیر بیار گناه داره منم لای منگنه گیر
کردم گفتم بی خیال بذار یه ثوابی ببریم حالا بلند کردیم هر جا میذاشتیم میگفت نه ببرین جلوتر دیدین
پیرا گیر 4 میخ میدن ول کن نیستن؟ همونجوری بود خلاصه رومونو که برگردوندیم دیدیم یه پسره سوژه
خنده گیر اورده 
چشم تو چشم ما نیشش تا بناگوش باز بود ما که دعا دعا میکردیم کسی مارو با اون
وضعیت نبینه شدیم سوژه خنده یه کلنگ !
شیطونه میگفت بزنم دهن مهنشو اسفالت کنم ولی ترجیح
دادم بزرگواری کنم بیخیال شم اخه ازقدیم گفتن در عفو لذتی هست که در انتقام نیس
( به به نتیجه
اخلاقی اپم همین بود) خلاصه اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم دیگه خیلی طویل شد تا تهشو خوندین؟؟؟
ایول بابا جایزتون یه شوکول حالشو ببرین....دوستون دارم بای

سلام به همه شماها خیلی سخته ادم اپ اولو بخواد شروع کنه
شایدم واسه من سخته من وب زیاد
داشتم که تو همشونم این مشکلو داشتم اما اپای بعدیو دیگه یکی باید جلو دهنمو بگیره و یا به قول
بروبچ یکی باید منو از برق بکشه
خب واسه اینکه مجلس خالی از برنامه نباشه همگی بیان وسط
وسط.....
نه حالا من سعی می کنم اپ اولمو مثله بچه مثبتا باشم ولی فک نکنم بتونم موفق شم
ببینیم چی پیش میاد اول یه بیوگرافی از خودم بدم که بیشتر آبجیتونو بشناسین
اینجانب بهاره ...
هستم نفر اول کنکور سراسری سال 90
رشته ریاضی فیزیک دانشجوی عمران دانشگاه تهران در همون
سال 90 به بعد دوستان سعی کردن منو منصرف کنن که من برم برق یا مکانیک و ... اما من پا به جفت
سر انتخابم هستم یا عمران یا معماری !!!
اخلاقیاتمو بخواین سرخوش سرخوش و سرخوش هستم
زیادی خوشحالم تیریپ حرف زدن خاصی دارم که بروبچ اشنا هستن نه از این بچه ضد عفونیام نه از این
بچه خود فروخته ها ! اخلاقم زیاد دخترونه نیست ولی خیلی راحت می تونم با همه 6 بشم
جز افراد
مغرور و از دماغ فیل افتاده ها اهل کل کل هستم خففففففففففففن
اهل کم اوردن نیستم اگه کسی
بخواد باهام شاخ بشه شاخشو میشکنم
و همه میدونن کل انداختن با من = کم اورن خفن هست
باز
اینارو گفتم جوگیر نشی بخوای کل بندازی محکم بزنیا چون الان میخوام با همه دوست باشم
یه محیط
کل کلی راه انداختم ولی عده ای از این انسان نما ها همچین به جون هم افتادن که من اونجا ریش گرو
گذاشتم که بی خیال شن و ازاونجایی که نشدن چاره ندیدم جز اینکه وب جیگرمو از صفحه گوگل محو
کنم
برای شادی روحش الفاتحه اخلاص مع صلوات !!!! خدا فیلتر شدگان شما رو هم بیامرزه!!! اهل رپ
هستم و اسمم بهار باربارا هست
که بچه ها بهار ادیداس و خیلی چیزای دیگه هم صدام میکنن گفتم
ادیداس یاد دوست جیگرم افتادم فرخنده !یادش بخیر اونروز همو دیدیم جای شما خالی بود البته عکس
همو دیده بودیم خلاصه مشوق اصلی من در ادیداس شدن ایشون بود که از زحماتش بی نهایت
متشکرم حالا همه با هم فری جون متشکریم....
فری جون متشکریم خب دیگه رنگ مشکیو صورتیو
دوست دارم و تولدمم 9 فروردینه خلاصه همین الان سنگامونو وا بکنیم بعد نگین نگفتی
از کادو دادن
طفره نرین کادوهارو پست الکترونیک کنین تا عید سال 89 فرصت دارین کادوهاتونو اماده کنین درسته
خودتون گل هستین ولی گل کادو ندین
دوست داشتین یه ویلا تو شمال یه ماشین اخرین سیستم یا
حداقل یه واحد اپارتمان چیزی بدین دیگه دست در دست هم دهید به مهر دل منو شاد کنین خیر از
جونیتون ببینین مادر جون .... به عنوان اولین اپ دیگه فک کنم بس باشه من اعصابم ضعیفه نظر بدین و
الا گیس و گیس کشی راه میوفته
خب حالا مهربون باشم جیگر طلاها دوستون دارم
نظر بدین خوشکلا
کمک کنین این وب بترکونه بگین چی دوست دارین خلاصه تنهام نذارین می بوسمتون
بای![]()